۴ و ۹ – علی و منصوره

به اشتراک بگذارید

۴ و ۹ – علی و منصوره

چند ماه پیش برنامه ای ریختم برای تشکر کردن از اونهایی که توی زندگیم هستن اونایی که دوستشون دارم یه برنامه با زمانبندی دقیق قرار بود طبق لیست جلو برم و هر نفر جدا گانه ولی خوب زندگیه دیگه کاریش نمی شه کرد. بعضی موقع ها اینقدر درگیر میشی که خودت هم یادت میره. ۴۰ روز از آخرین باری که نوشتم گذشته قرار بود از علی داداش بزرگم روز تولدش تشکر کنم ولی نشد پس با تاخیر تولدت مبارک داداش خوبم . درسته نشد روز تولدت مراتب تشکرم را بهت بگم اما به جاش توی روز مرد ازت تشکر می کنم .

علی فرزند ارشد خانواده پسری پر سر و زبون ساده و یه داداش بزرگ فوقالعاده . توی دوران بچگی کمترین دعوا را من با علی داشتم با اینکه بعضی وقت ها خیلی از دستش عصبانی می شدم اما همیشه یه حس احترام خاصی بهش داشتم . از همون بچگی هم خیلی هوای من را داشت . اینکه من خیلی چیزا را می دونم و بلدم بیشترش به خاطر علی بوده همیشه منو تشویق می کرده به یاد گرفتن همیشه یکسری چیز ها که نیاز داشتم برام گرفته و همیشه حواسش به من بوده و هنوزم هست . علی جان داداش بزرگم از اینکه از بچگی مواظبم بودی از اینکه همیشه باهام خوب بودی مخصوصا از بعد رفتن بابا با اینکه هزاران مایل ازم دوری ولی بازم مواظبم هستی ازت ممنونم از اینکه کسی هستی که می تونم بهت تکیه کنم توی مشکلات باهات مشورت کنم ازت ممنونم ازت ممنونم که هستی دوستت دارم داداش گلم روزت مبارک مرد.

منصوره همسر علی از سال ۸۴ به خانواده ما پیوست دختری مهربون شجاع، قوی و پر از انرژی . اولین روزی که منصوره دیدم هیچ وقت یادم نمیره سفری نصف روزه توی چاده چالوس و سفارش چلو گوجه :)) . اون قدیما که ایران بودید چقدر می اومدیم خونتون همش پاستیل و شکلات و رو میزتون داشتید . چقدر خوب بود اون موقع ها . منصوره جان خواهر عزیزم زن داداش خوبم توی این ۱۰ سالی که به جمع ما پیوستی جز خوبی و مهربونی چیزی ازت ندیدم ازت ممنونم که به جمع ما اومدی ازت ممنونم که هستی دوستت دارم .


نظر بدهید

http://www.20script.ir