۵،۶،۷،۸- حمید مرضیه مانی مارتیا

به اشتراک بگذارید

۵،۶،۷،۸- حمید مرضیه مانی مارتیا

و اما داداش دوم حمید خان گل. حمید و علی فقط ۱ سال و ۳ ماه اختلاف دارن  ولی اکثر دعوا های دوران بچگی من با حمید بوده خوب هر چی باشه بچه دوم خانوادس دیگه . حمید از بچگی شیطون بوده و آب زیر کاه ولی دوست داشتنی . گاهی وقتا با کاراش دیوونت می کنه ولی نمی تونی دوستش نداشته باشی. حمید یه آدم تو دار و مغروره که هیچ احساسی ازش دزیافت نمی کنی اما درونش سیلی از احساسات در جریانه . بعضی موقع ها فکر می کنی سنگ دله ولی مهربونترین آدمیه که میشناسم. حمید داداش گلم ازت ممنونم به خاطر اینکه هر وقت هر کاری داشتم هر وقت بهت نیاز داشتم کنارم بودی ازت ممنونم که هستی دوستت دارم داداش خوبم و روز مرد را بهت تبریک می گم .

مرضیه عزیز زن داداش دوم که حدودا سال ۸۰ بود که به خانواده ما اضافه شد. اون موقع ها من خیلی کوچیک بودم برای همین از همون موقع ها جای خواهر را برام پر کرد . بخوام مرضیه را تعریف کنم دختریه مهربون هنرمند حساس با دست پختی فوق العاده با مرضیه خاطره زیاد دارم از مسافرت بگیر تا شب نشینی های خانوادگی بخوام بنویسم خودش یک کتاب میشه . مرضیه جان خواهر عزیزم زن داداش خوبم مرسی از اینکه به خانواده ما اومدی ممنونم ازت که هستی و دوستت دارم.

اما میرسیم به دو تا کوچولو خانواده که دیگه کم کم دارن برا خودشون مردی میشن آقا مانی و مارتیا . دو تا کوچولویی که عاشقشونم با اینکه خیلی وقتا کم حوصله می شم ولی دیوونه این دو تام . دوتایی که از بچگی بزرگ شدنشون و دیدیم دو تایی که بابام می پرستیدشون . مانی جان و مارتیا جان اگر بعضی وقت ها دعواتون می کنم منو ببخشید و بدونید عمو نوید خیلی دوستتون داره و مرسی از اینکه به دنیا اومدید و هستید .


نظر بدهید

http://www.20script.ir